تبليغاتX
.:[ فامــيل ســبز ]:.

 

السلام

با عرض تبریک فرا رسیدن عید سعید فطر و همچنین آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان، به استحضار می رساند، اولین شماره از گاهنامه ی "برگ سبز" دیشب و در خلال مراسم جشن ختم قرآن منتشر شد.

طی تماس ها و ایمیل ها و پیامک هایی که از اقصی نقاط دنیا دریافت نمودیم، بر آن شدیم تا نشریه ی فوق الذکر را در سطح جهانی (اینترنت) انتشار دهیم تا همگان از مطالب وزین و پربار آن استفاده کرده و در نتیجه تک خوری نکرده باشیم.

فلذا نسخه ی پی دی اف شده ی آن را بالارود کرده و در اختیار همگان قرار دادیم تا پایین رود کنند. باشد که حظی ببرند.

دنبالک زیر به همین منظور تعبیه شده است.

دریافت فایل PDF

---------------------------

در ضمن شما عزیزان می توانید پیشنهادات خودتون رو در باب سری جدید جلسات فامیل سبز اظهار نمایید.

والسلام

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 20:45    | 


آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می‌فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم. آن شب در عالم خواب دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند.
حضرت فرمودند: شاعران اهل بیت را بیاورید. دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند. فرمودند: شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید. آن گاه محتشم و جند تن از شاعران فارسی زبان آمدند.
فرمودند: شهریار ما کجاست ؟ شهریار آمد.
حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان!
شهریار این شعر را خواند:

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا


آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند: وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم.فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست؟
گفتند: شاعری است که در تبریز زندگی می‌کند.گفتم: از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید.
چند روز بعد شهریار آمد. دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیده ام.
از او پرسیدم: این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساخته ای؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام ؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام.
مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی به شهریار می‌فرمایند: چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند. حضرت،شاعران اهل بیت را احضار فرمودند: ابتدا شاعران عرب آمدند. سپس فرمودند: شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند. آنها نیز آمدند. بعد فرمودند شهریار ما کجاست؟ شهریار را بیاورید! و شما هم آمدید. آن گاه حضرت فرمودند: شهریار شعرت را بخوان! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید.
شهریار فوق العاده منقلب می‌شود و می‌گوید: من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم. تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام.
آیت الله مرعشی نجفی فرمودند: وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت،معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده، من آن خواب را دیده ام.
ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند: یقینا در سرودن این غزل، به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید. البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است.

اگر مايل به ادامه مشاعره هستيد پيشنهاد مي‌كنم الف بدهيد - شعر شهريار-

سيدعبداله سيدموسوي

+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 12:21    | 


سلام

 

جلسه ی قرائت قرآن، امشب، منزل حاج سیدجمال الدین سیدموسوی.

همچنین ضیافت افطار در همان مکان برگزار می گردد قبلش.

 

نشانی: اهواز - خیابان شهیدموسوی یا همان حافظ - بین مسجدی و شهید عظیم - روبروی کارگاه چوب بری سابق حج عباس خورده چی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 3:30    | 


 

سلام.

امیدواریم تا این لحظه از ماه نزول نور و رحمت استفاده ی وافی برده باشید.

یکی از راه هایی که انسان، خوب می تونه ثواب ببره اینه که روزه داری رو سیر بکنه. یعنی چی؟ یعنی بهش افطاری بده تا سیر بشه. خیلی ثواب داره.

 

حالا ما چرا این چیزا رو می نویسیم؟ این ها رو که روحانیون عزیز باید رو منبرها بگن؟ اینجا وبلاگه نه حسینیه؟ نه!

این ها رو گفتیم که بگیم امسال به عهد معهود هر ساله مراسم افطاری در منزل مرحوم عموهاشم حسن زاده برقراره. با این تفاوت که امسال زودتر از سال های قبل است و فکر می کنم مصادف باشه با سالگرد وفات ایشون یعنی عموهاشم.

 

فلذا از کلیه فوامیل های عزیز دعوت به عمل می آوریم تا در ایم مراسم شرکت بکنند و ثوابی به روح درگذشتگان و مخصوصاً عموهاشم واصل بنمایند.

با آقایون فاطمی زاده و بهروزنژاد هم هستیم ها.

بعد از صرف افطار، بلافاصله جلسه ی قرآن تشکیل می گردد. اسمی هم نیست، گردشیه. حواستون باشه کجا می نشینید.

 

مکان: اهواز (قابل توجه بعضی ها). خیابان نظامی - بین جهانیان و کافی - کوچه ی کاشانی - پلاک ۷.

زمان: بعد از اذون مغرب.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 0:30    |