تبليغاتX
.:[ فامــيل ســبز ]:.

بیایید یادواره شهدا

جسارتاً مکان: هنرستان کشاورزی رسول اکرم صل الله علیه و آله - سالن همایش ها 

شروع مراسم: ساعت ۱۵ یکم فروردین ۱۳۸۸

بدین وسیله از کلیه ی فوامیل محترم دعوت به عمل می آید بساط ناهارشون رو نزدیک به هم پهن کنند.

سین برنامه:

۰.۵ ور رفتن با سیستم صوتی و فوت کردن در آن

۱. تلاوت قسمتی از قرآن مجید

۱.۵. در کردن سرود مقدس جمهوری اسلامی ایران توسط گوشی یکی از بچه ها

۲. بیان پند و اندرز توسط آسد حسین سبط النبی صل الله علیه و آله

۳. گفتن خاطره توسط حجت الاسلام سید عمو محمود سیدموسوی

۳.۵. شنفتن خاطره توسط حضار

۴. برگزاری مراسم خاطره گویان با اجرای آقای کریمی از اهواز

۲.۵. توزیع سوالات مسابقه

۴.۳. پر کردن پاسخ نامه از سوی داوطلبان شرکت در مسابقه

۴.۷. اجرای بند ۴۳ توسط مراقبین

۵. قرعه کشی و اعلام برندگان جایزه ها

۶. پذیرایی با بستنی کیم

۶.۷. انداختن پوست بستنی کیم توی دلّه آشغالی توسط حضار حاضر در محل

۷. اجرای مسابقه ی عرش خدا لرزون کودکان و خردسالان توسط عمو سیدمحمد سیدموسوی

۸. ختم جلسه

۹. جمع کردن زیلوها توسط گروه تدارکات

۱۰. دعوت از حضار برای شرکت در عروسی توسط دایی سیداحمد حسن زاده (پسر عموی دایی ی  داداش بزرگه ی مدیر!)

۱۱. ...

 

+ نوشته شده در  جمعه 30 اسفند1387ساعت 0:0    | 


با سلام.

در راستای انتخاب لوگو برای جلسات و باقی قضایا چند مدل طرح دیگه خدمتتون ارائه می شود.

طراح آثار ناشناخته می باشد.

لازم به ذکر است که مهلت انتخاب لوگوها تا پایان وقت اداری جمعه ۱۶ اسفند است!

لوگو

اینم لینکش

-----------    --------------   ------------

اینم یه مدل دیگه.

لوگو

تموم شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 18:0    | 


سلام.

بعد از کش و قوس های فراوان و برگزاری دو نشست و نصفی (نصفش روز اربعین در خونه ی مرحوم عموهاشم برگزار شد) که برای هم آهنگی برگزاری یادواره ی شهدای فامیل برگزار شد(به جان خودم تا حالا اینقدر از واژه ی "برگزار" یک جا استفاده نکرده بودم) مقرر شد که

۱. یک سخنران در مورد یک مسئله ی اخلاقی (قائدتاْ همه گیر، مثلاْ این که سلام کنید، سلام خیلی خوبه) مختصراْ صحبت کنه

۲. دو نفر خاطره گو بیان(‌bian) و بیان(bayaan) خاطره کنن.

3. برگزاری مسابقه در سه سطح؛ الف)کتابخوانی. ج) اطفال! (ب اش رو هم یادم رفت. دوستان تو نظرات تکمیل کنند)

۴. از دو مجری برای اجرای برنامه استفاده بشه. آسد سجاد فاطمی زاده و آسد مجتبی بهروزنژاد

نتیجه گیری:

اولاً برای انتخاب سخنران از بین گزینه های موجود که خودمون می دونیم کیا بودن، حجت الاسلام سیدمحمدتقی فاطمی زاده انتخاب شدند.

ثالثاً! مقرر شد که با آقایان سیدحمید فاطمی زاده و حاج غلامرضا کریمی صحبت شود و آنها به خاطره گویی بپردازند. بدیهی است این دو عزیز آدمی زادن، شاید قبول نکنن. فلذا گزینه های دیگه ای برای خاطره گویی وجود دارند که به نظر شما می رسد:

سیدمحمدمهدی سیدموسوی (آ مدی؛ A MADI)

سیدعلی حسن زاده(دایی علی؛ توجه شود! با علی دایی اشتباه نشود)

سیدرضا سیدموسوی( آ رضا؛ A RAZAA)

حاج صادق کرمانشاهی

در آخر معین شد اسامی شهدای سادات جزایری که در ذیل اسامی مبارک آنها می آید عکسشان توسط  اعضای جلسه جهت کلیپ تهیه و تحویل مسئول جلسات داده شود

نام شهید یا شهدا

عکس آور

سیدعلی اکبر فاطمی زاده

سید محمدباقر فاطمی زاده

سیدعلی اصغر فاطمی زاده

//

سیدمحمدرضا آل طیب

//

 سیدمجتبی احمدزاده بزاز

 سید حسن احمدزاده بزاز

 سیدمجید مصطفایی

 //

 سیدسعید امام زاده

 سیدعلی علم الهدی

 سیدمحمود قاضی مرعشی

// 

 سیدمحمد حسنی زاده

 سید محمد حسنی زاده

 سیدحسین سیدموسوی

 سیدعبدالله فاطمی زاده

 سیدمحمدرضا حسن زاده

 سیدعبدالله سیدموسوی

 سیدجلال سیدموسوی

 سیدسجاد فاطمی زاده

 قریشی

 //

 سعید درفشان

 سیدسعید حسن زاده

 نعمت زاده

 سید مجتبی بهروز نژاد

 جزایری

 سیدمحمدرضا حسن زاده

  حالا دیگه وقتشه. برای رفع خستگی نگاره های این نشست رو ببینید.

نگاره ها

ما را از نظرات و پیشنهادات و انتقادات خودتون بی نصیب نگذارید.

با تشکر.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 اسفند1387ساعت 23:50    | 


سلام.

در ابتدا همون طور که قول داده بودیم شعر فرهیخته پسند عجب (به آسانی سابق) رو رو نمایی کرده، سپس لوگوهایی که سراینده ی این شعر برامون طراحی کردند رو به تماشا می نشینیم.

فقط یه خواهش از دوستان عزیز دارم، فاصله ی قانونی رو از نمایشگر رعایت کنید. همانا ممکن است پس از خوندن یا حین خوندن شعر، از فرط خنده، نمایشگر رو آبیاری کنید.


عجب!

صبح امروز بیدار شدم من زودی          وه ! کز خواب بیدار شدم به آسانی

 از پس آن به راه افتادم شادان          مترو را شدم سوار، به آسانی

 خلوت و ساکت بُد و آرام، مترو          همچو کوپه‌ی قطار، به آسانی

 همچو موشکی رفت و رفت تا آخر          برسیدم سر کار به آسانی

عجب دروغی گفتم چه چاخانی

 آمد ارباب رجوع و زودی رفت          کارش انداختم به راه به آسانی

 منتظر ماندم برای بعدی ها          لیک نیامدند هیچ گاه به آسانی

 رفتم سراغ بایگانی‌ها ولی          همه حل شده این ماه به آسانی

 پشت میز نشسته منتظر ولی          بود میخکوب به در نگاه به آسانی

 رسید وقت ناهار و در اداره          همه چیز بود به دلخواه به آسانی

عجب دروغی گفتم چه چاخانی

 همکاران همه رفتند رستوران          بنده ولیکن نرفتم به آسانی

 گر خدا خواهد و ریا نشود          امروز را روزه هستم به آسانی

 جای رستوران بایستادم نماز          با خدا سخن گفتم به آسانی

 موقع بازگشت چو دیدم یک مسکین          یک هزاریش دادم به آسانی

 جای دیگر یکی گذاشته نوار          نهی منکرش کردم به آسانی

 عجب دروغی گفتم چه چاخانی

بازگشتم به خانه خسته گرسنه          لیک آماده بود افطار به آسانی

 گفتم خسته نباشی عیالاتم          گفت مگر کردم چه کار به آسانی؟

 گفتمش چه زحمتها کشیدی تو          گفت بهر تو این بار به آسانی

 گفتم کز لطف تو سرمست شدم          گویی رسیده بهار به آسانی

 وی هم جواب عشق را چنین می داد          بیا بنشین به کنار به آسانی

 عجب دروغی گفتم چه چاخانی

 چون صبح شد و زخواب برخاستم          دیدم همه بوده خواب به آسانی

 آه از نهادم بلند شد ولیکن          به جوی باز نگردد آب به آسانی

 ای کاش همه بیدار بُد این رؤیاها          من نمی دیدم سراب به آسانی

 پرسیدم از تعبیرش از آگاهی          گفت برنداشته ای تاب به آسانی؟

 با خود این چنین گفتم که ای بنده          می کن اینها را کتاب به آسانی

 عاقبت بردم آن کتاب را تا چاپ          همچو نوشیدن آب به آسانی

 عجب دروغی گفتم چه چاخانی

 عجب دروغی گفتم چه چاخانی

ن.س


اینم دونمونه ی دیگه از طراحی لوگو که توسط آسد محمدمهدی حسن زاده طراحی شده.

 

 

چند تا لوگوی دیگه هم طراحی شده که در زیر می بینید. متأسفانه طراح خودش رو معرفی نکرده. شاید هم روش نمی شده! به هر حال ببینید و نظر بدید.

اینم پیوندش

 اینم پیوند دومی

دیگه تأکید نکنم، نظرات خودتون رو حتماْ بنویسید.

با تشکر

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 12:0    |